تبلیغات
محمود زردشت یزدی Mahmoud Zardosht Yazdi - چرا مرگ بر آمریکا ؟ چرا مذاکره با آمریکا ؟

توانا بود هر که دانا بود - یاد بگیریم و عمل کنیم و به دیگران معلومات خود را انتقال دهیم .

چرا مرگ بر آمریکا ؟ چرا مذاکره با آمریکا ؟

تاریخ:شنبه 11 آبان 1392-06:33 ب.ظ

احمد توکلی : چرامرگ بر آمریکا ؟ چرا مذاکره با آمریکا ؟
 متن مقاله ار سایت الف :چرا مرگ بر آمریکا ؟؛ چرا مذاکره با آمریکا؟
 این روز ها ایامی است که در تاریخ انقلاب اسلامی با تظاهرات ضد آمریکایی شناخته می‌شود. امسال در روزهایی این چنین، وضعیت خاصی پیش آمده


که شاید برای کاهش دشمنی عملی آمریکا با ملت ایران راه‌هایی پیدا شود. به همین مناسبت تردیدهایی نسبت به جلوه‌های ابراز برائت از ستمگری و سلطه‌طلبی هیات حاکمه ایالات متحده آمریکا و مظالمی که این حکومت طی حدود یک قرن اخیر بر ملت ایران روا داشته، به وجود آمده است. هدف از این نوشته پاسخ به پرسش های اساسی مرتبط به این موضوع است:

۱. چرا شعار "مرگ بر آمریکا" اساساً پسندیده است؟

۲. آیا می شود با کشورهای دیگر مراوده داشت و در عین حال خواهان مرگ و نابودی اقدامات و روشهای ظالمانه و استکباری دولت آن بود؟

۳. در وضعیت امروز ادامه ابراز برائت مردم ایران از دولت آمریکا به مصلحت است؟

۱) چرا شعار "مرگ بر آمریکا" اساساً پسندیده است؟

ابراز نفرت و لعن و نفرین از ستمگری و ستمگران، امری کاملا فطری و ممدوح است. حتی ظالمان از این که ظلم متوجه آنها بشود بیزارند. تمام قواعدی که بشر برای نظم و امنیت جوامع وضع کرده است بنا بر فرض بر همین امر فطری تکیه دارد. در مناسبات بین المللی نیز تلاش ها لااقل در ظاهر ، معطوف به حاکمیت قواعدی است که مانع سلطه کشوری بر کشور دیگر شود. حتی همین تحریم هایی که علیه ما وضع شده است به بهانه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی وضع می شود، چرا؟ چون ادعای مذکور با ادعای دیگری تکمیل می‌شود که ایران اتمی سلطه‌جویی خواهدکرد و مانع دوام امنیت منطقه و جهان می‌گردد. وقتی امری بنا بر فطرت همه ابناء بشر باشد، حسب اقتضاءِ این نفرت، اقدامی را برای نشان دادن بیزاری در پی داشته است. آن قدر این مسأله روشن است که در کشورهای غربی برای اظهار این تنفر قاعده وضع شده و تظاهرات علیه امور منفور ضابطه‌مند است.

در سلطه‌گری و ستمکاری دولت آمریکا، غیر از افراد هم سنخ خودِ آنان و جاهلان و غافلان از مناسبات و تاریخ چند صد ساله آمریکا، چه کسی تردید دارد؟ تاریخ آمریکای مرکزی و جنوبی، آسیای شرقی، و خاورمیانه مشحون از سلطه گری خونین و مزورانه ایالات متحده آمریکا است. چند نمونه:

۱. در گواتمالا، در سال ۱۹۵۴ با كودتای نظامی، جاكوب آربنز را كه با ۶۵% آراء رای دهندگان انتخاب شده بود، سرنگون كرد . جرم او ملی كردن ۵/۱ میلیون هكتار زمین زراعی بود.، در حالی که ۳% مالكان، ازجمله شركت آمریكایی یونایتدفروت ،مالك ۷۰% زمین ها بودند. دیكتاتور نظامی كودتاچی بلافاصله پس از تسلط ،اصلاحات ارضی را لغو، سواد آموزی را متوقف و معلمان را اخراج و تعاونی‌های كشاورزی را منحل كرد. این حاكمیت نظامی بدنام ۳۰سال با حمایت آمریكا به خود كامگی ادامه داد.

۲. در شیلی، سالوادور آلنده رئیس جمهور منتخب صنایع مس، ازجمله چندین شرکت بزرگ آمریکایی فعال در این صنعت را ملی کرد. از همان ابتدای دوره در ۱۹۷۰ با اخلال های سیا روبرو شد. سرانجام در سال ۱۹۷۳ سیا با حمایت از ژنرال پینوشه كودتای نظامی به راه انداخت و آلنده کشته شد و به ۴۳ سال دوره دموکراسی در شیلی خاتمه داد. پینوشه كه درتمام دوران بیست و چند ساله حكومتش از حمایت آمریكا برخودار بود در پایان حاكمیت سفا كانه اش ۱۰۰ هزارزندانی و كارنامه قتل ۲۰هزار نفر از مخالفان را همراه داشت.

۳. در فلیپین سه سال طول كشید تا آمریكائیان وحشی بتوانند مقاومت مردم به رهبری امیلیون اگوینالدو را با ۷۰ هزار نیروی نظامی سركوب كنند. سناتور آلبرت بیوریج در نطق ۹ژانویه ۱۹۰۰ دركنگره گفت:

“آقای رئیس جمهور! موقع رك گویی فرارسیده است. فیلیپین برای همیشه به ما تعلق دارد .... فراسوی فیلیپین بازارهای نامحدود چین قرار دارد . ما از هیچ كدام صرف نظر نخواهیم كرد. ما ماموریت نژادی و سرپرستی تحت امر خداوند را برای تمدن دنیا، رها نخواهیم كرد ”

۴. در فلسطین جنایات اسرائیل همواره تحت حمایت آمریکا انجام شده است. رهبر اکثریت جمهوریخواهان در مصاحبه با سی ان ان گفت(ماه مه ۲۰۰۲):
”باید سعی كنیم اسرائیل سلطه خود را بر كرانه باختری و نوار غزه حاكم سازد و فلسطینی ها را مجبور كنیم آنجا را ترك كنند...ما قادریم در سرزمین های عربی هزاران منطقه را نشان دهیم كه سرزمین مستقل فلسطینی در آنجا ها تشكیل شود و این همه دردسرهم نباشد!”

۵. در کشور خودمان، در جریان ملی شدن صنعت نفت، بیشترین پشتیبانی را از انگلستان، آمریکا به عمل آورد. پاداش آمریكا در قبال حمایت از انگلستان در نهضت ملی شدن صنعت نفت، سكانداری چپاول ایران بود كه با كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تكمیل شد. اسناد محرمانه CIA كه در سال ۲۰۰۰ منتشر شد طرح كودتا و عملیات آژاكس را رسما علنی کرد.

در انقلاب، در سالهای پس از پیروزی و در سالهای جنگ، بدترین رفتار را با ملت ایران کرد. روبرت نوواك روزنامه نگار آمریكایی در واشنگتن پست نوشت(۲۶ سپتامبر ۲۰۰۲۹):

"طبق گزارش مجلس سنای آمریكا ، مواد سمی و تولید كننده امراض ، تحت پروانه دولت آمریکا در سالهای ۱۹۸۵-۱۹۸۸ كه هنوز جنگ عراق علیه ایران ادامه داشت، به عراق صادر می‌شد. این مواد سمی و بیولوژیك را بازرسان سازمان ملل كه پس از جنگ ۱۹۹۱ خلیج فارس برای انهدام مواد كشنده شیمیایی به عراق رفته بودند، در آنجا دیدند»

هنوز هم این کینه توزی‌ها با تحریم های غیرقانونی برای باز داشتن ملت ایران از دستیابی به فناوریهای نوین، به بهانه سلاح اتمی ادامه دارد. همین دولت آمریکا بود که وزیر دفاعش گفته بود ریشه ملت ایران را باید خشکاند. و یا رئیس جمهورش ایران را محور شرارت خواند و اخیرا نیز معاون وزیر خارجه‌اش، مردم ایران را ذاتا فریبکار دانست. جنایات ایالات متحده در افغانستان و عراق و مصر را نیز همه به یاد داریم. و جدیدترین شاهد مثال هم، افشای رفتار استکباری حتی با نزدیکترین متحدانش یعنی جاسوسی از مقامات و شهروندان غربی است.

حالا اگر ملت ایران به دلیل این جنایات و هزاران برابر آن ها آرزوی مرگ چنین اقدامات و روشها را بکند، رفتاری انسانی کرده است یا غیرانسانی؟ رفتاری منطبق بر منطق قرآن دارد یا ندارد؟ قرآنی که می گوید:

"لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ، خداوند ناسزاگویی و بدگویی را دوست ندارد مگر از کسی ظلمی به او رفته باشد."(نساء/۱۴۸). یا درباره یهودیان و مسیحیانی که موضع اعتقادی مشابه کفار پیش از حضرت موسی و حضرت عیسی علیهما السلام اتخاذ کرده بودند، می‌گوید:

"قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى یُؤْفَكُونَ، خدا آنان را بكشد چگونه [از حق] بازگردانده مىی‌شوند."(توبه/۳۰). یا با صراحت از آنان اعلام برائت می‌فرماید:

"بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى‌الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِینَ، این اعلام بیزاری خدا و رسولش است نسبت به مشرکانی که با آنان معاهده دارید."(توبه/۱)

آیا ملت ایران از فطرت انسانی خویش و روش خدا پیروی کند یا از کسانی که او را به خاطر ظلم‌ستیزی و ابراز نفرت نسبت به روحیه و روش استکباری ملامت می‌کنند؟

۲) آیا میشود با چنین دولتی با مواضع ضدانسانی سابق الذکر مذاکره کرد؟ یا بالاتر، رابطه سیاسی برقرار کرد؟

مذاكره یا رابطه سیاسی تابع مصالح ملی است. رابطه با آمریكا نه مثل نماز است كه واجب باشد، نه مثل شراب است كه حرام باشد، بلكه تابع مصالح ملی است. به اصطلاح فقهی باید دید با مذاكره و رابطه غبطه مسلمانان تامین می شود یا با عدم مذاكره و قطع رابطه. یك مصلحت عمومی برای همه مسلمانان و ایرانیان وجود دارد كه اصل است. در جهانی كه به تعبیر امام خمینی یك شهر شده كه كشورهای مختلف هر یك، محله‌ای از آن شهرند، اصل بر ارتباط داشتن با همه محله‌های شهر است كه بدون آن زندگی مقدور نیست.

در سال‌های اول دهه شصت هجری شمسی، جریانی به ظاهر انقلابی در سپاه زیر نظر سیدمهدی هاشمی معدوم (سردسته گروه منحرف و فتنه‌گری كه در بیت مرحوم آیت الله منتظری نفوذ داشت) شعار «رابطه با ملت‌ها آری، رابطه با دولت‌ها نه» را سر می‌داد كه امام امت رحمه الله علیه در ملاقات سفیران و كارداران جمهوری اسلامی با ایشان، در دو سال پیاپی به این تفكر حمله كردند و بر ضرورت داشتن رابطه با همه كشورها تاكید شدید داشتند. تنها دو استثنا داشت كه اسرائیل و آفریقای جنوبی قبل از نلسون ماندلا بود. آمریكا نیز خودش با ما قطع رابطه كرده بود و از موضع متكبرانه و فرا دست وارد می‌شد. امام فرمودند آقای كارتر این نمی‌شود كه شما در عرش باشید و ما بر فرش و با هم مذاكره كنیم؛ شما هم از عرش فرود آئید و بر فرش بنشینید، آنوقت مذاكره مقدور است.

طی سال‌های طولانی همواره وقتی آمریكا دعوت به مذاكره می‌کرد پیش شرط می‌گذاشت كه شما باید بیایید در مذاكرات بگوئید چرا سلاح كشتار جمعی می‌سازید؟ چرا حقوق بشر را نقض می‌كنید؟ چرا از تروریست‌ها حمایت می‌كنید؟ در واقع دعوت به محاكمه بود، نه مذاكره. آمریكا خود در مقام شاكی، دادستان و قاضی می‌نشست و ایران را در مكان متهم می نشاند. بدیهی بود كه پذیرش مذاکره با چنین آرایشی بلاهت بود نه عقلانیت. مقامات جمهوری اسلامی هم همواره می‌گفتند، هیچ پیش‌شرطی را نمی‌پذیریم، بلكه اول باید آمریكا دارایی‌های ما را كه به طور غیرقانونی بلوكه كرده‌ آزاد كند تا علامتی از اراده سیاسی مسالمت‌جویی باشد.

این مشی جمهوری اسلامی هم بر آموزه‌های قرآن و سنت استوار بوده است كه در سوره توبه دراین باره آمده است:

"بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِینَ... وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِیءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِینَ وَرَسُولُهُ ... إِلاَّ الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِینَ ثُمَّ لَمْ یَنقُصُوكُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظَاهِرُواْ عَلَیْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ... كَیْفَ یَكُونُ لِلْمُشْرِكِینَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِینَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِیمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ ... كَیْفَ وَإِن یَظْهَرُوا عَلَیْكُمْ لاَ یَرْقُبُواْ فِیكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً یُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ ... لاَ یَرْقُبُونَ فِی مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ ... وَإِن نَّكَثُواْ أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِی دِینِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ (توبه/۱-۱۲) 

[این آیات] اعلام بیزارى [و عدم تعهد] است از طرف خدا و پیامبرش نسبت به آن مشركانى كه با ایشان پیمان بسته‌‏اید ... و [این آیات] اعلامى است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حج اكبر كه خدا و پیامبرش در برابر مشركان تعهدى ندارند ... مگر آن مشركانى كه با آنان پیمان بسته‏اید و چیزى از [تعهدات خود نسبت به] شما فروگذار نكرده و كسى را بر ضد شما پشتیبانى ننموده‏اند پس پیمان اینان را تا [پایان] مدتشان تمام كنید چرا كه خدا پرهیزگاران را دوست دارد ... چگونه مشركان را نزد خدا و نزد فرستاده او عهدى تواند بود مگر با كسانى كه كنار مسجد الحرام پیمان بسته‏اید پس تا با شما [بر سر عهد] پایدارند با آنان پایدار باشید زیرا خدا پرهیزگاران را دوست مى‏دارد ... چگونه [براى آنان عهدى است] با اینكه اگر بر شما دست‏یابند در باره شما نه خویشاوندى را مراعات مى‏كنند و نه تعهدى را. شما را با زبانشان راضى مى‏كنند و حال آنكه دلهایشان امتناع مى‏ورزد و بیشترشان منحرفند ... در باره هیچ مؤمنى مراعات خویشاوندى و پیمانى را نمى‏كنند و ایشان همان تجاوزكارانند ... و اگر سوگندهاى خود را پس از پیمان خویش شكستند و شما را در دینتان طعن زدند پس با پیشوایان كفر بجنگید چرا كه آنان را هیچ پیمانى نیست باشد كه [از پیمان‏شكنى] باز ایستند"

از این آیات نورانی چنین فهمیده می شود كه:

- بیزاری جستن مانع مذاكره و معاهده نیست. به شرط آنكه كشور متخاصم برعهدش بماند.

- در این صورت لازمه تقوا رعایت عهد فی مابین است. حتی با مشركی كه از او بری هستیم.

- اینكه معتقدیم كه مشركان به سوگند و پیمانشان پایبند نیستند و اكثرشان عهدشكن و تجاوزكارند، باعث نمی شود كه وارد مذكره یا معاهده شویم.

- البته باید هوشیاری و مراقبت باشد تا اگر عهدشكنی كردند حالت مخاصمه تجدید می شود و باید سران كفر را هدف گرفت نه توده‌های ناآگاه را.

- جنگ و نزاع نیز بر سر رعایت پیمان است.

روشن است كه انجام مذاكره و رساندنش به معاهده و امضای آن، با ناسزا و ناسزا و نارواگویی مذاكره‌كنندگان یا مقامات رسمی دولتی قابل جمع نیست ولی مقامات غیردولتی و مردم می توانند كار خود را بكنند. در این مورد از امام رضوان‌الله تعالی علیه، موارد روشنی به خاطر داریم. مثلا در قصه جنایات آل سعود در مكه مكرمه در سال ۱۳۶۶، امام فرمودند كه اگر از صدام بگذریم، از آل سعود نخواهیم گذشت. در عین حال بعد از یكی دو سال به وزارت خارجه دستور داند كه باب مذاكره و تجدید رابطه را طی كند، كه شد. یا در ماجرای سلمان رشدی درحالیكه فتوای مشهور اعدام انقلابی آن ملعون را صادر فرمود، دولت را از موضعگیری رسمی منع فرمود.

تجربه بشری هم همین تفكیك را نشان می‌دهد. هم‌اكنون در آمریكا سالانه فیلم‌‌های زیادی علیه ملت و دولت ایران ساخته می‌شود، هر روز مقالات و پیام‌های ضدایرانی، حتی ضد ملت ایران منتشر می‌گردد، ولی به بهانه آزادی بیان دولت آمریكا هیچ مسئولیتی برعهده نمی‌گیرد، بنابراین مردم، رسانه‌ها (در معنای عام) می‌توانند به ابراز نفرت و بیزاری خویش از نظام ادامه دهند و دولت هم كار خودش را بكند. البته با نظارت رهبری و مردم. اعتقاد به پیمان شكنی تاریخی آمریكا نیز باعث متوقف كردن تلاش برای حل مسائل فی ما بین نیست، فقط مراقتب بیشتر می طلبد.

۳) وضعیت امروز چه تفاوتی با گذشته كرده است تا بپذیریم كه مذاكره پی‌گیری شود و در این صورت بازهم ادامه ابراز بیزاری از هیات حاكمه آمریكا درست است؟

به نظر اینجانب تفاوتی كه در این مرحله پیش آمده است كه منجر به اجازه رهبری در انجام مراودات هوشیارانه برای آزمودن عملی ادعاهای مقامات آمریکایی و رفع تحریم‌های ظالمانه شده است، تغییر ادبیات و گفتار بخشی از مقامات دولت آمریكاست. 

برای اولین بار:

۱) رئیس دولت آمریكا بدون هیچ پیش شرطی پیشنهاد مذاكره مستقیم داده
۲) از احترام متقابل و گفت‌گوی برابر یاد كرده
۳) وزیرخارجه این كشور به اصل غنی‌سازی تعرضی نكرده و میزان غنی‌سازی را مورد اعتراض قرار داده است. 

البته اینكه چرا در این اوضاع و احوال آنان به این نتایج رسیده‌اند، بحث جداگانه‌ای می‌طلبد. بنابراین فرصتی هم برای ما پیدا شده كه بی‌توجهی بدان، یا بدتوجهی به آن، هر دو می‌تواند برای ملت بزرگوار ایران و اسلام عزیز هزینه داشته باشد.

معنای بی توجهی معلوم است، نباید از كنار این فرصت تاریخی و تقریبا بی‌سابقه بی‌اعتنای گذشت. اما بدتوجهی آن است كه موضع اصیل دینی و انسانی ضد ظلم و استكبار بودن خود را فراموش كنیم. مردم خود را از ابراز تنفر نسبت به ستمكاری و كبریایی ورزیدن باز داریم. ذوق‌زدگی نشان دهیم. درست برعكس هر كسی باید كار خودش را بكند، مردم بر سر پیمانشان با خدا و شهدا هستند و با حفظ موضع اعتقادی، فطری و انسانی خویش عمل می‌كنند، دولت را هم قابل اعتماد می‌شمارند و به ان در چارچوب حكمت، عزت و مصلحت، اجازه تعقیب منافع كشور را می دهند. در عین حال با چشم‌های بیدار مراقب رفتارها و نتایج هستند.

هر نوع میلی كه نشانه ضعف ملت باشد، برای مذاكره‌كنندگان ما هزینه دارد، چون قدرت چانه زنی آنان را بر سر كسب منافع بیشتر كاهش می‌دهد. كمك به دولت و تیم مذاكره كننده این نیست كه مثلا تابلوهای صداقت آمریكایی را پایین بكشد، بلكه برعكس است. ذوق‌زدگان هم به اشتباه یا تعمدا با شدت بیشتری تیم ایران را تضعیف می‌كنند. اشتباه برخی این است كه تصور می‌كنند با مذاكره و معاهده با آمریكا همه مشكلات كشور حل می شود، مگر سوءمدیریت، سوء سیاست و فساد و خودرأیی را دخیل در پیدایش این وضع نمی‌دانند كه چنین تصور غلطی را ترویج می‌كنند. مگر آمریكا در این كشور آقایی نمی‌كرد و فقر و بیچارگی حاكم نبود؟ مگر هم اكنون كشورهایی كه در منطقه آمریكایی شده‌اند، بیچارگی و بدبختی ندارند؟ با كسانی هم كه تعهد دارند حرفی نداریم. زمان رسوایی آنان نیز خواهد رسید. اینان مصداق بیماردلانی هستند كه قرآن مجید درباره شان می فرماید:

"فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ (مائده/۵۲) مى‏بینى كسانى كه در دلهایشان بیمارى است در [دوستى] با آنان شتاب مى‏ورزند؛ مى‏گویند مى‏ترسیم به ما حادثه ناگوارى برسد. امید است‏خدا از جانب خود پیروزی یا امر دیگرى را پیش آورد تا [در نتیجه آنان] از آنچه در دل خود نهفته داشته‏اند پشیمان گردند."

۴) آیا شعار مرگ بر آمریکا ابدی است و باید در هر شرایطی تکرار شود؟

جواب منفی است، تاکید شد که امور مربوط به سیاست خارجی تابع مصالح ملی و اقتضائات آن است، ممکن است روزی مردم با توجه به اقتضائات و مصالح نظام از ابراز بیزاری خودداری کنند. چنانکه در گذشته در مواردی چنین شد. آنچه مهم است امروز، عکس چنین حالتی ضرورت دارد. بگذارید فطرت ایرانیان همچنان ضد ظلم و استبداد و استکبار باقی بماند.

نوع مطلب : سیاسی 

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر









در این وبلاگ
در كل اینترنت
====== ===== ======= ===== =====



در این وبلاگ
در كل اینترنت
-----------